۱۳ مهر، ۱۳۸۹

الگوهای مجله بوردا

بدبختی من و نسل من اینه که توی سالهای نوجوونیمون دائما سعی می شد امثال چمران رو برای ما الگو بکنن و هیچی بدتر ازین نیس که چمران بشه الگوی زندگیت! یعنی اینکه زندگی و آسایش تمومه و قراره که به ف/ا/ک بری! خوروندن این الگو به مغزهای آکبند ما کار سختی نبود اما تیکه آشغال قضییه این بود که وقتی وارد زندگی واقعی و عادی شدیم می خواستیم چمران باشیم اما نمیشد. اصلا چمران بودن فضای خودشو میخواست.نمی شد بیخیال زندگی شد پس بیخیال چمران شدیم.اما چیزایی رو تو کلمون کرده بودن که اونا نمیذاشت راحت زندگی کنی.این شد که تصمیم گرفتیم کلا بیخیال ارزش ها بشیم.شروع کردیم به شکستن الگوهامون تا بتونیم زندگی کنیم.

حالا نسل ما دیگه هیچی نداره و هیچی رو هم باور نمی کنه

۳ نظر:

Olanzapine-5 گفت...

تقریبا میشه گفت تمام پست هاتونو خوندم! و بسیار جالب بود! لینک کردم! عالیه! :))

بهزاد گفت...

یه نکته ی خیلی جال لستفاده از تگ هایی مثل فلوکستین، سایکو و چیزهای دیگه بود! خیلی هم خوب!

Prissine گفت...

منم مث اون بالایی همه ی پستاتو خوندم. اما لینکت نکردم.
یه جوری می نویسی که آدم خوشش میاد هی ناراحت باشی و چیزای ناراحت کننده بنویسی تا مثلاً منی که میخونم ناراحت بشم و خوشحال بشم از این ناراحتی...

\