۲۶ اسفند، ۱۳۸۸

خواب (سه)

خواب دیدم مهستی می خواست تو عروسیم بخونه بعد من روم نمیشد برم بهش بگم که مراسم ما اونجوری نیست و بیشتر جوونا میان و باید خالتور بیارمو ازین صحبتا.خیلی تو خواب دهنم داشت صاف میشد

۲۰ اسفند، ۱۳۸۸

هشت مارس

ببین واسه امروز که هشت مارس باشه یه پیغامی برات دارم اونم اینه که هیچ دوتا آدمی برابر نیستن ، چه برسه به اینکه حقوق کلی مردا با حقوق کلی زنها برابر باشه.وقتی اسمه کلی و کلا میاد مطمئن باش قضییه یه جورایی نشدنیه
\