۰۱ فروردین، ۱۳۹۴

من برم حاضر شم.

هرسال که نمیشه سال اشک پوری، سال خون مرتضی باشه. امسال یه سال دیگه است. نگاه کن منوخیر سرم چقدر خوبه حالم، ببین چقدر جوونم، ببین چقدر کار میشه کرد. 
همه اینارو از ته دلم گفتم، کونش نبود سفره هفت سین بچینم، حالا عید دقیقا یک ساعت دیگه است، الان یه چیزی تنم میکنم میرم خونه خواهر امیر. اونا سفره هفت سین دارن، پای سفره وایمیسیم دعا میخونیم که یا مقلب القلوب امسال بزن تو زاویه.
من برم حاضر شم.

هیچ نظری موجود نیست:

\